|
پیرامون مسائل روز
|
|
|
|
||||||||||
|
طی سالهای بعد از شهریور 1320 مبارزه بر ضد بهائیت بالا گرفت و برای خود ادبیات ویژه ای را در متون فارسی از مطبوعات گرفته تا کتابها و جزوات تشکیل داد. ردیه نویسی ها و خاطرات بخشی از آنها بود. اندکی بعد این کار با نظم و ترتیب جدی تری دنبال شد و کسانی به طور خاص در پی بازگرداندن بهائی ها به آیین اسلام بودند.
البته بخشی از ادبیات ضد بهایی مربوط به دوران شکل گیری آن در آغاز حکومت ناصری است. در باره این ادبیات در فارسی کمتر نوشته ای به چشم می خورد. آن طرف هم هرچه منتشر می شود از بهایئ هاست که کمتر به این مباحث می پردازند. از حق هم نباید گذشت که مرام بهائیت بهترین خاطراتش در جذب افراد و همزمان بدترین آنها در بیرون رفتن آنان از بهائیت است. فکر نمی کنم در هیچ آیینی این قدر سریع کسانی جذب شوند و با همان سرعت بلکه بالاتر از آن، از آن مرام درآیند و بیرون روند. اگر کسی مطبوعات یکی دو دهه پیش از انقلاب را ورق بزند خواهد دید که چه قدر بهایی با عکس و مشخصات در مطبوعات اعلام انزجار از مرام بهائیت کرده اند. شاید هزاران نمونه را در نشریه ندای حق بتوان یافت که آن زمان توسط سید حسن عدنانی چاپ می شد. شنیدم که پرونده های این قبیل افراد را هم مرحوم آقای حلبی جمع آوری کرده و در کتابخانه آستانه قدس به ودیعت نهاده است. ای کاش آن اسناد هم چاپ می شد. اما در مطبوعات مذهبی ده بیست و سی مقالات و خاطرات فراوانی در رد بهائیت چاپ شد . نشریه آیین اسلام از آن جمله بود. مرحوم حاج سراج انصاری هم سلسله مقالاتی تحت عنوان بهایی کیست داشت و دیگران. اما آنچه در آن زمان جالب توجه بود، خاطرات شماری از سران بهائیت بود که برگشته بودند و به تدریج خاطرات خود را در مجلات دینی به چاپ می رساندند. یکی از اینها فضل الله مهتدی صبحی بود که خاطراتش هم در نشریات چاپ شد و هم به صورت کتاب. دیگری هم عبدالحسین آیتی بود که او هم در نگارش در رد بهائیت آن هم بر اساس خاطراتش تلاش زیادی کرد. صبحی و پدرش از نزدیکان عبدالبهاء یعنی بانی بهائیت – پس از میر علی محمد باب که بانی بابیت بود و صبح ازل ادامه دهنده راهش و عبدالبهاء از نیمه راه همه چیز را به نام خود ثبت کرد – بودند و به او و مرام بهائیت خدمت کرده بودند. آنچه اکنون چاپ شده خاطرات همان صبحی است که در شکل و شمایل جدید عرضه شده است. مقدمه ای به عنوان پیش نوشتار دارد که شرحی است از جریان صوفیه و چگونگی شکل گیری مذهب شیخیه توسط شیخ احمد احسایی و بعد هم درآمدن بابیت از دل آن و تغییر شکل آن به صورت بهائیت و بعدهم شرح حال عبدالبهاء و عباس افندی و شوقی افندی و برخی دیگر از انشعابات آن. باید همین جا عرض کنم که در این باب هنوز هم یک صد و پنجاه صفحه نخست کتاب بهائیان محمد باقر نجفی عالی است. پس از آن شرح حال صبحی آمده و تصویری از او در بچگی و بعد هم زندگینامه اش و این که چه سالهایی در خدمت بهاء و بهائیت بوده است. زان پس دیگر خاطرات خود اوست که خواندنی است.
خاطرات فضل الله مهتدی صبحی - انحطاط و سقوط مولف: فضل الله مهتدی صبحی تاريخ انتشار: يكشنبه 30 مرداد 84
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 17:42 توسط سعید
|
|
|||||||||||
|
|||||||||||
|
|
|
||||
|
الف ) یک مطلب ریاضی از کشکول درویش ؛ در صفحه 65 کتاب اقتدارات تالیف میرزا حسینعلی بهاء آمده : (( فاعلم بان الفرق فی العداد اربعه عشر و هذا عدد البهاء اذا تحسب الهمزۀ سته ، لان شکلها سته فی قاعده الهندسة)) در این مطلب ریاضی که عقل فیثاغورثها از ریاضی دانان گذشته و خرد انیشتینها و پلانکها از ریاضیدانان جدید به حیرت می افتد چنین مطلبی یاد شده که یقینا بهائیان بیش از نسبیت انیشتین برآن افتخار می کند و آن ، این است که جناب میرزا حسینعلی بهاء اراده فرموده اند که کلمه بهاء از نظر حروف تهجی بشود 14 بدین جهت میفرمایند : ( ب) از نظر حساب حروف تهجی می شود -2- و (ه) می شود -5- و (الف ) می شود – 1- و (2+5+1) می شود -8- پس تا -14- که ایشان اراده کرده اند 6 تای دیگر کمک می آوریم ، حال چه باید کرد ؟ به این مسئله مشکل ریاضی چگونه باید پاسخ گفت ؟ و چون کسی نمی تواند معادله چند مجهولی را حل کند خود این مغز متفکر ریاضی سر می رسد ! و می فرماید چون (ء) در کلمه بهاء از نظر قاعده هندسه به صورت (6) ( شش فارسی ) نوشته می شود پس آن را -6- تا حساب کنید و در این صورت 8+6 می شود -14- و بزرگترین درد های بشریت دوا می شود ! و آنوقت کیش بهائیت جهانی و مطابق با موازین علمی می گردد ! ودر جلسه های تبلیغی و احتلافات بهائیان و سیله ای برای سرگرم کردن بهائیان به ویژه جوانانشان و حتی اجازه ندادن به آنها برای فهمیدن مطالب حق و باطل میشود . بگذریم و تا فرصت از دست نرفته از معارف دیگر این کشکول باز مطالبی را استخراج نمائیم ب : یک مطلب فلسفی- ادبی از کشکول درویش ؛
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 17:33 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
(( اما آن حضرت بعد از حرکت از بغداد یکسر به سلیمانیه تشریف برده با لباس درویشی در آنجا
خود را درویش محمدمعرفی کرد )) و نیز در صفحه 331 رحیق مختوم جلد 1 تالیف عبدالحمید اشراق خاوری – در همین زمینه چنین نقل شده : (( میرزا لباس خشن دربر ، و کشکولی در دست و یکدست لباس عوضی همراه داشتند و بنام درویش محمد در آن حدود سیر و سیاحت می فرمودند .)) و همچنین در صفحه 112 جلد 2 قرن بدیع تالیف شوقی افندی آمده : (( بار ی جمال اقدس ابهی شخص مسافر در نهایت سادگی و بساطت در حالی که جز کشکول و یک دست لباس تعویض چیز دیگری همراه نداشتند بنام درویش محمد سر بصحاری گذاشتند و چندی در جبلی بنام سر گلو معتکف گشتند .)) حال که درویش محمد را با پاره ای از القاب پیچ در پیچش شناختید و دانستید که این جناب درویش ، همان میرزا حسینعلی بهاء است که مدتی را در لباس قلندری در کوههای سلیمانیه همراه با دراویش و قلندران یا هو می کشیده و بعد هم آمده و ادعای پیامبری و خدایی و خدا آفرینی نموده است باید از کشکول او و محتویاتش نیز اطلاع یابید و بر چگونگی گرد آمده های این جناب درویش اگاهی پیدا کنید ، و اگر چه در صدد مقایسه بین کشکول درویش محمد با کشکول مرحوم شیخ بهائی نیستیم زیرا که از چنین مقایسه قدرت پوزش خواهی از روح با عظمت شیخ بهائی را نمی بینیم ، ولی به هر جهت چون به استحضار رسید که در کشکول شیخ بهائی از علوم ریاضی و فلسفی و طبیعی وا دبی و... و ...و طرائفی شور انگیز اندوخته شده حتما باید برای استفاده از آن همه معارف گونه گون ،بدان مراجعه شود . بد نیست که از مطالب علمی کشکول شیخ بهائیان یعنی درویش محمد که سالها با تلاش پی گیر در پای منقل مسند نشینان و استادان دانشگاه غارهای کوه سلیمانیه اندوخته و بهم آمیخته و در این چنته جمع کرده و بعدها به عنوان مطالبی مذهبی و عقیدتی ، عقول عده ای را از سکر آن زائل ساخته ، شواهدی بیاوریم و از این جهت که مشت نمونه خروار است هرکدام از این علوم گونه گون سخنی بمیان کشیده می شود تا معلوم گردد که بهائیان از چه جهت برخود و عقید شان می بالند ، و بهائیت را مطابق با علم و عقل می پندارند ؟!!! الف ) یک مطلب ریاضی از کشکول درویش ؛ ادامه دارد .....................
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 9:33 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگفته ندارد کسی با تو کار
و لیکن چو گفتی دلیلش بیار ای نو فکر آگاه : به پیشگاه تو تقدیم ؛ که به تعبیر قرآن سخنها را می شنوی و عالیترین آن را برمی گزینی به پیشگاه توتقدیم ؛ که به تعبیر عظیمترین سخنور جهان حضرت علی (ع) « اندیشه ات را به دیگر اندیشه ها عرضه می کنی تا از میان آنها رای صواب را بیابی .» و به پیشگاه تو تقدیم ؛ که ارسطو استادت را دوست دوست داری ولی حقیقت را بیشتر ازا و طالبی . نگاهی به کشکول درویش محمد ! بی شک از انتخاب چنین عنوانی سخت در تعجب خواهید شد و از خود خواهید پرسید که مراداز کشکول چیست ؟ و درویش محمد کیست ؟ و چگونه باید به این کشکول سرزد ؟ و آیا محتویات آن چه خواهد بود ؟ و اصولا راز آن چیست ؟ والبته پس از مقدمه ای این معما را خواهید فهمید .مرحوم شیخ بهائی یکی از شاگردان ارزنده مکتب مقدس اسلام که در رشته های مختلف علوم اسلامی دست داشته و با تمام استادی و عظمتش پیوسته خود را طفل ابجد خوان مکتب قران دل انگیز ترین مطالب علمی و ادبی درآن جمع شده است و از گلهای پر طراوت علوم که رائحه هریک مشام جان را معطر می سازد در این گلستان روحپرور فراهم آورده واز معادن ذخائر گونه گون همچون علوم ریاضی وادبی و فقهی و طبیعی و فلسفی و .... و درو مروارید های خوش تراش درخشانی را استخراج نموده و بیکجا در نمایشگاه زیبای کتابش بنام کشکول برای گوهر شناسان آگاه در معرض تماشا و تقاضانهاده است این شما و این کتاب کشکول مرحوم شیخ بهائی که چند صد سال قبل از میرزا حسینعلی بهاءمی زیسته و حتی عده ای از بهائیان تاریخ ناشناس او را از مفاخر خود می شمارند . و معلوم نیست چرا وجودی که مایه مباهات مسلکی قرار می گیرد باید چند صد سال قبل از پایه گذاران آن مسلک بی ثباتی چنگ می زند . از کشکول شیخ بهائیان . میرزاحسینعلی بهاء الله چنین سخن رفته است که می نویسد : انجناب را القاب زیادی بوده است ازانجمله (( جناب ایشان – شمس مضیه از ارض صادیه قمر منیر ابهی – نقطه البهاء ازارض قاف – حسین سر علی و نقطه لقاء )) که در بین تمام القاب و اسامی ایشان که باید برای فهمیدنش رمل و اسطرلاب اندازان ماهر به چله بنشینند و اسطرلاب بیندازند نامی هم بنام درویش محمد وجود داشته که در صفحه 343 همان کتاب به صراحت از آن ، این چنین یاد شده :
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 5:46 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مطالبی چند از کتابهای بهائیان در نشاندادن نقش دولتهای استعماری در
بوجود آوردن وتقویت بهائیت در ایران : در تهران پناهنده مورد پذیرائی و حمایت کامل قرار می گیرد صفحه 32و 33 کتاب قرن بدیع جلد دوم .( از کتب موردوثوق نوشته خود بهائیان ) روس متعجب گشته دستور جلب وی را صادر می کند ولی سفیر روس از تسلیم میرزا حسینعلی بهاء خودداری می کند تا سرانجام با اصرار دولت ایران قنسول روس نامبرده را تسلیم کرده ضمنا نامه ای بدولت نوشته ودر آن میرزا حسینعلی را امانت دولت روس معرفی کرده و از دولت می خواهد که در حفظ جانش بکوشد صفحه 33 کتاب قرن بدیع جلد دوم ( از کتب مورد وثوق نوشته خود بهائیان ) نوشته یکی از بزرگترین مبلغین بهائیت ) و سرانجام با کوشش ووساطت سفیر مزبور یعنی پرنس دالگورکی از زندان آزاد می شود صفحه 83-قرن بدیع جلد دوم . آن دولت استعماری دعا می کند .
را نیز به هوس انداخته تا بدانجا که از سفارت فرانسه در تهران از عبدالبهاء با اصرار می خواهد که مبلغینی به الجزایر فرستاده ملت استعمار زده آنجا را که در آن زمان زیر یوغ نفوذ فرانسه بود تبلیغ نمایند وبدینوسیله آتش اختلاف را در بین مسلمانان روشن نموده زمینه ادامه چپاول و غارت را برای آن دولت استعماری فراهم کند ( جزء نهم مائده آسمانی صفحه 47و 48) و پرداخته دست بیگانگان بوده که هدف از ایجاد آن فقط و فقط بوجود آوردن اختلاف بین ما ایرانیان می باشدو فکر نمیکنید عقیده داشتن و سر سپردن باین مرام در حقیقت خیانت به مملکت و دین و انسانیت باشد . پس لحظه ای بیندیشید که وظیفه شما در مقابل خدا ووجدان چیست و چه راهی در پیش گرفته اید و در محکمه عدل الهی چه جواب میگوئید . بسیار بجاست که برای یقین نمودن از درستی مدارک یاد شده به کتابهای مزبور که البته از منابع خود شما بهائیان است مراجعه و ضمنا نظر خودرا بفرمائید . توفیق شما را در تحری حقیقت واقعی آرزو مندیم .
+
نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 22:56 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||