تبليغاتX
بیائیدکمی فکر کنیم
پیرامون مسائل روز

امروز در جامعه ما بی دفاع تر ا زهمه چیز مذهب است وهر تازه از گرد راه

 

رسیده کوشش بر این دارد تا با حمله به آن یا خود را بنامایاند و یا اهداف دگران

 

را به انجام رساند .ازسوئی چون مردم نیز تحت تاثیر نیروی مذهبی هستند ،

 

لذا بهرگونه ای دیگر هم دست اندرکار شده اند و آن روش مذهب سازی است

 

، تا با انتشار آن در اصالت مذهبی نیز شبهه وتردید پیش آورند .

 

 "با بیت "و "بهائیت " از سردمداران این حمله هستند که در جبهه های

 

 مختلف و در لباس مذهبی تازه ، به عنوان بر هم ریزنده اساس شریعت اسلام

 

 جلوه گری می کنند و باورداشت خاتمیت را بی پایه می نمایانند اما فروزندگی

 

 چهره پیامبر و درخشش جاوادنگی اسلام آنچنان است که تازه همین بیخبران

 

 را که مکتبشان (اگر بتوان نام مکتب نهاد ) بر اساس حمله وری به اسلام

 

 بنیانگذاری شده واداشته تا در مراحلی فراوان از نوشته های خودبه خاتمیت

 

 پیامبر اسلام تصریح کنند و در اینجابا رعایت اختصار نمونه ای  نقلمی شود :

 

 میرزا حسینعلی بهاء در کتاب اشراقات صفحه 293 می گوید :

 

الصلوة والسلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرساله و

 

النبوه و علی اله واصحابه ابدا دائما سرمدا.

 

 سلام و درو بر آقای جهانیا ن و تربیت کننده امت ها (حضرت محمد) که

 

 بوجودش رسالت و نبوت به پایان آمد و درود برکسان و یاران او ، درودی

 

جاودانه .

 

یاد داشت این نکته نیز خالی از تفریح نیست که با وجوداین اعتراف در

 

موضوع جاودانگی اسلام ، تازه پیشوایان بهائی باز هم خود را آورنده مذهبی

 

 جدید معرفی می کنند ، اما اینکه چگونه می توانند این تناقض را پاسخ گویند

 

 تنها خدامی داند و بس !!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 0:32  توسط سعید  | 

کسی که ایقان را از اول تا آخر مطالعه کند جز صفحه 58 از

اواخر باب اول از چاپ اول و از صفحه 151 تا 154 باب دوم همان

 چاپ که مطالب آنها با سایر مندرجات کتاب کمتر سازش دارد،

 کلیه مطالب دیگر ایقان را در اثبات دعاوی سید علی محمد

 باب و حسن اعتقاد و ایمان نویسنده کتاب نسبت به اظهارات

 سید باب می نگرد.


در چند موضع که نویسنده خواسته به وجود خود اشاره ای کند

 به ذکر «خادم فانی » و «عبد فانی » قناعت ورزیده که در آن

 شبهه هیچ گونه ادعا و اظهار امری نرود.


بنابر این تألیف این رساله در حقیقت بیان اعتقاد راسخ نویسنده

 اش به کلیه دعاوی سید باب بوده بی آن که برای خود کوچکترین

 حقی و مقامی قائل باشد و چنان که گفته شد گویا نتیجه ای که

 از این اقدام منظور داشته همانا ازاله شک و شبهه از بابیان مهاجر

 و مسافر بغداد در باره شخصیت دینی مولف بوده است که در فشار

 مخالفان و معاندان سرسخت قرار گرفته بود.

ادامه مطلب

رساله خالویه یا ایقان (قسمت دوم)


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 22:29  توسط سعید  |