|
پیرامون مسائل روز
|
|
|
|
||||
|
كادرسازي بهائيان در مدرسه «تربيت بنين»
در سال 1317 هجري قمري (1900 ميلادي) تعدادي از بزرگان بهائيت در ايران و نيز تعدادي غيربهايي متمول و وابسته بر آن شدند تا با تأسيس مدرسه اي در تهران ضمن جلوگيري از پراكنده شدن اطفال و جوانان بهايي، آنها را تحت آموزش و تعليمات مستمر تعاليم بهايي قرار داده تا بتوانند بدينوسيله ضمن در اختيار داشتن اين جوانان، مركز و محلي را نيز براي تبليغ و جذب جوانان غير بهايي داير كنند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 21:57 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همچنان که شیوه همه سازمانها و تشکیلات عنکبوتی است ، تشکیلات بهائیت که همواره حصار محکمی در اطراف بهائیان کشیده است بطور جدی مانع از درز نمودن اخبار درون تشکیلاتی این آئین بوده است . این گونه تشکیلات به مجرد آنکه احساس کند فردی از درون متحول شده و قصد خروج از این تشکیلات را دارد به شیوه های مشابه تشکیلات مارکسیستی یا او را تهدید و یا ایزوله می نماید و چنانچه آن فرد شجاعت به خرج داده و خود را از تارهای عنکبوتی تشکیلات رها سازد شروع به تهمت زدن و ترور شخصیت و انکار کردن و یا نفی ادعاهای او می پردازد . جالب است که سایت به ظاهر رسمی تشکیلات بهائیان ایران (یعنی نیو نگاه ) در یک اقدان عجولانه سعی نمود که اعترافات این بانوی محترم را زیر شکنجه و فشار قلمداد کند در حالیکه متوجه نبودند که این بانوی محترم شخصا با خبرنگاران روزنامه مصاحبه نموده و متن این مصاحبه به طور کامل نیز به روئیت همگان رسیده است . نکته جالب آنکه عده ای از هموطنان عزیز در مسابقه بررسی کتاب سایه شوم ( به تاریخ دوشنبه اول آبان 1385 ) شرکت نموده و طی مراسم ویژه ای جوائزخود را از دست همین بانوی محترم و در کمال ازادی و حریت دریافت نموده اند . ایا با تهمت زدن و نفی نمودن می توان حقیقت آفتاب را پوشاند ؟ گویا داستان صبحی مهتدی بار دیگر تکرار می شود .
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 21:23 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
((سایه شوم )) جلد 26 ، از سری مجموعه کتابهای نیمه پنهان ، به قلم مهناز رئوفی که توسط انتشارات کیهان به بازار راه یافته است شاید تلنگری باشد برای تک تک ما ( که مسلمانیم ) ، که اسلام و دشمنان اسلام را ازنو بشناسیم . نویسنده این اثر در اثر دیگر خویش به نام (( مسلخ عشق )) به تفصیل به شرح جزئیات برنامه ریزی و سازماندهی تشکیلات بهائیت پرداخته و نقاط قوت و ضعفش را به خوبی موشکافی نموده بود اما در (( سایه شوم )) از منظری دیگر به سرگشتگی دختر سیدزاده ای پرداخته است که چندین نسلش در دام بهائیت گرفتارند و از سلاله ارزشمند خویش دور افتاده اند و از اصل واقعی خویش فاصله گرفته اند ، تا جایی که مادر خانواده همواره لباس سبز می پوشد اما بهائی است ! این اثر روایت سرگشتگی ((رها)) ست . دختر جوانی که سرمایه ای جز جوانی ، کنجکاوی وفطرت پاک خداجویش ندارد . فطرت خداجوی انسان همواره جویای حقیقت است . حقیقتی که اورا هرچه بیشتر به دوست برساند . انسانی که در محیطی غرق گناه متولد می شود و معنویت و عرفان مجازی و دروغین تمام رنگ و لعاب زندگی اوست و هیچ مرجع وراهنمایی برای رسیدن به اصل خویش و یافتن راه حقیقی زندگی ندارد . تنها با تکیه بر فطرت پاکش و ضمیری که همواره قدرتی ماورایی را صدا می زند و تلنگری که گاهی حرفی یا سخنی بر او وارد می سازد . حتی در تاریکی محض هم در جستجوی نوری الهی است . انسانی که حتی در بدترین شرایط اجتماعی و محیطی برای خویش ووجود انسانیش حد و مرز قائل است و با وجود اعتقاد به آیینی که بی بند وباری و فساد را نه تنها نهی که ترویج می کند به اصل انسانی خویش پایبند است ، شاید خیلی دیر اما در نهایت مسیر اصلی و حقیقی زندگی را باز می یابد . مسیری که رو به سمت دوست دارد . مسیری که اورا با شهید و شهادت آشنا می سازد و معنویت محض و قدوسی شهید که چیزی جز لقاء الله نمی شناسد و تنها دفاع از کیان این مرز و بوم است .(( سایه شوم)) روایت انسانی است که جویای حقیقت است . انسانی که ذهن او را با تعاریف غلط و خرافات پوچی به نام بهاییت انباشته اند اما همواره خدای یکتا را صدا می زند . اعمال مذهبی اش ارضا کننده روح بی تابش نیست و می داند که این مذهب نه آئین رستگاری وعده داده شده است زیرا که هرچه مومن تر می شود آرامشی نمی یابد . و هرچه بیشتر می خواند جوابی در کار نیست . انسانی که در قعر جهالت و تاریکی به ناگاه نور رحمت خداوند را می یابد و در طول تاریخ ، از صدر اسلام تا کنون ، حالا که عصر مدرنیته و تکنولوژی است همواره اسلام این تنها آیین تکامل بشری دستخوش هجوم دشمنان بوده است . هرچه زمان می گذرد دشمن زیرکتر و مسلح تر می شود . گویی خود شیطان برای رزم تن به تن آماده می شود . دشمن هرروز شیوه های جدیدتری را به کار می بندد و بهاییت یکی از همان شیوه هاست دینی بشر ساخته که برای گمراهی و تباهی انسانها خلق شد و ارمانی جز اسلام ستیزی نداشت . جهالت و بی سوادی و شاید خرافه پرستی و قوم گرایی و هزران علت موجه و ناموجه دیگر گروهی را به دام این گرگ درنده انداخت . بر خلاف اسلام که دین حریت و ازاد منشی ، تحقیق و بررسی است و پیروان خود را به جستجوی برای رسیدن به درک حقیقت تشویق می کند بهاییت ارمغانی جز اسارت و اطاعت کور کورانه ندارد . نویسنده در اثر خود به افشای چهره مزدورانه سرکردگان بهائیت پرداخته و نشان می دهد که چگونه انسانها تنها عروسکی هستند برای برآورده کردن خواسته هاو رساندن آنان به اهداف پست و شومشان .
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 4:19 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||