تبليغاتX
بیائیدکمی فکر کنیم
پیرامون مسائل روز

عبدالبهاء در كتاب مقاله سياح ص 4 چنين مي نگارد :

 

(( در سن بيست و پنج سالگي در شيراز ... آغاز گفتار نمود و مقام بابيت اظهار

 

 و از كلمه  بايبت مرا  او چنان بود كه من واسطه فيوضات از شخص بزرگواري

 

 هستم كه هنوز در پس پرده عزتست و دارنده كمالات بي حد و حصر باراده ائ

 

متحركم و بحبل ولايش متمسك در نخستين كتابي كه در تفسير سوره يوسف

 

مرقوم نموده و در جميع مواضع آن خطابهائي به آن شخص غائب كه از او

 

مستفيد و مستفيض بوده نمود .))‌

 

بنابراين براي شناسائي آن شخص بزرگوار غائب كه ميرزا عليمحمد ادعاي بابيت

 

 او را مي كند بايد به  تفسير سوره يوسف مراجعه كرد .

 

اشراق خاوري در كتاب رحيق مختوم صفحه 21 و  22 سوره الملك را بعنوان

 

 اولين سوره يوسف نقل مي كند در آنجا مي خوانيم .

 

((بسم الله الرحمن الرحيم ... الله قد قدر ان يخرج ذالك الكتاب في تفسير

 

احسن القصص من عند محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي

 

بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي ابيطالب  علي عبده ليكون

 

 حجه الله من عند الذكر علي العالمين ...))

 

و بنابراين ادعاي ميرزا علي محمد ، باييت از ناحيه حضرت ولي عصر محمد

 

 بن الحسن العسكري (ع) بوده است.

 

وي در مواضع ديگر همين كتاب و هم چنين در كتب ديگر خود اعتراف و اقرار

 

 بوجود و قائميت حضرت ولي عصر مينمايد :

 

(( صحيفه عدليه صفحات 6، 13، 27، 40، 41و كتاب بين الحرمين (بنقل كتاب

 

 آئين باب صفحه 14) و كتاب تفسير سوره بقره و تفسير سوره كوثر ( موارد

 

 بسيار متعدد ) و الواح خطي باب و كتابهاي ديگر )) .

 

پس از اظهار اين ادعا بياران خويش دستور داد كه بمردم بگوئيد باب موعود آشكار

 

 شده است . (ص 82 تاريخ نبيل زرندي نشر دوم ) .

 

در اثر سرو صدائي كه ياران وي پديد آوردند مورد تعقيب حكومت شيراز قرار

 

گرفت و سپس در مجلسي كه در حضور علماي شيراز تشكيل گرديد حاضر

 

 شد و كليه دعاوي خود را انكار كرد و گفت :

 

((لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غائب بداند لعنت خدا بركسيكه مرا باب

 

امام بداند ... )) (  ص 141 تاريخ نبيل زرندي نشر  دوم ) .

 

پس از اين جريان بواسطه ارتباط پنهاني كه با حاكم اصفهان منوچهر خان گرجي

 

 كه متظاهر باسلام بود داشت ، از شيراز گريخت و به اصفهان پناهنده شد و تا

 

 هنگام مرگ منوچهر خان با وجود اصرار دولت

 

مركزي به اعزام باب ، در پناه منوچهر خان مي

 

زيست .گرگين خان حاكم جديد اصفهان بدستور

 

 دولت مركزي گردن نهاد و باب را روانه

 

 كرد و بموجب دستور از بين راه به جانب تبريز

 

 

رهسپار شد و از انجا بزندان ماكو و چهريق منتقل گرديد .

 

در طول اين مدت همواره ياران وي آشكارا و پنهاني با وي در تماس بودند و

 

اغتشاشاتي را در گوشه و كنا ر بوجود آوردند كه منجر به قتل گروه بسياري

 

از مسلمانان بي پناه و نيز دانشمندان اسلامي امثال شهيد ثالث قزويني

 

گرديد .

 

در اين حوادث همواره اسلحه و آذوقه  از راههاي نامعلومي براي ياران ميرزا

 

عليمحمد مي رسيد ( ص 606 تاريخ نبيل زرندي نشر دوم ) .

 

دولت مركزي براي رفع غائله تصميم گرفت كه محرك اصلي يعني باب را محاكمه

 

 نمايد و نتيجتا باب در حضور وليعهد (ناصرالدين ميرزا ) از كليه دعوي خود توبه

 

 و استغفار نمود .

 

نتيجه جريان مجلس محاكمه را ميرزا ابوالفضل گلپايگاني در كتاب كشف الغطاء

 

صفحه 201- 205 نقل مي كند كه قسمتي از آن بنظر خوانندگان ميرسد :

 

(( چون در اين عريضه انابه و استغفار كردن حضرت باب و التزام پا بمهر سپردن

 

آن حضرت مذكور است مناسب چنان بنظر

 

 ميآيد كه صورت همان دستخط مبارك را نيز

 

 محض تكميل فائده در اين مقام مندرج

 

سازيم ...

صورت دستخط حضرت نقطه اولي بناصرالدين

 

شاه در اوقات وليعهدي او در تبريز كه علماء جوابي نوشته اند :

 

فداك روحي الحمدالله كما هو اهله و. مستحقه اشهدالله و من عنده كه اين

 

بنده ضعيف را قصدي نيست كه خلاف رضاي او بوده از قلم جاري شده غرضم

 

عصيان نبوده و در هرحال مستغفر و تابئم حضرت او را ، اين بنده را مطلق علمي

 

نيست كه منوط بادعائي باشد استغفر الله ربي و اتوب اليه من ان ينسب الي امر

 

 و بعضي مناجات و كلمات كه از لسان

 

جاري شده دليل بر هيچ امري نيست و

 

مدعي نيابت خاصه حضرت  حجه الله

 

 (ع)را محض ادعاء مبطل است و اين

 

بنده را چنين ادعائي نبود و نه ادعاي ديگر . مستدعي از الطاف حضرت

 

شاهنشاهي و آنحضرت چنانست كه اين دعا گو را با الطاف عنايت سلطاني و

 

 رافت و رحمت  خودت خود سرافرازفرمايند و السلام )).

 

 دعاوي مختلف و تلون افكار و نوشته هاي بي مغز و بي اساس  و رفتار جنون آميز

 

 او علما رار بر آن داشت كه بعلت شبهه خبط دماغ بر اعدام او راي ندهند

 

(ص 205كشف الغطاء و 259 the babi religion   از ادوارد براون ) .

 

 

ادامه دارد ..........................

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:32  توسط سعید  |