تبليغاتX
بیائیدکمی فکر کنیم
پیرامون مسائل روز

ميرزا تقي خان امير كبير صدر اعظم ايران بخاطر  ادامه اغتشاشات بابيان در

 

 مملكت كه طي آن هزاران افراد بيگناه مسلمان

 

 كشته ميشدند و كوتاه كردن دست بيگانگان ، صلاح

 

 در آن ديد كه وي را بقتل برساند و لذا در سال 1266 

 

در تبريز تيرباران شد .

 

(( قنسول روس  درتبريز با نقاشي ماهر بكنار خندق

 

 رفته و نقشه آن ((جسد مطهر )) را كه در كنار خندق

 

 

افتاده بود برداشت .)) (تاريخ نبيل زرندي ص 549 نشر دوم )

 

 

ميرزا عليمحمد در اواخر عمرش د رسال 1265 ادعاي مهدويت كرد و بدنبال آن

 

 ادعاي رسالت نمود و كتب چندي نوشت و ضمن آنها احكامي سست پايه و

 

 مضحك آورد و بالاخره ادعاي خدائي كرد.

 

القاب وي كه دراين نامه ذكر شده است عبارتند

 

 از : باب ، رب اعلي ، نقطه اولي ، حضرت

 

اعلي .

 

پس از دوسال از كشته شدن باب بتحريك

 

ميرزا حسينعلي نوري (كه دلايل آن

 

 در اين نامه ارائه شده است ) سه نفر بابي نسبت به ناصرالدين شاه سوء

 

قصدي كردند ولي نافرجام ماند و در نتيجه با عده اي از بابيان مورد تعقيب قرار

 

 گرفتند مشاراليه با كمال شجاعت و صراحت بسفارت روس پناهنده شد و

 

بالاخره در اثر جديت و پشتكار حكومت ، سفير روس او را بعنوان امانت دولت

 

 روس تحويل ايران داد و ميرزا حسينعلي بزندان

 

 رفت ولي بالاخره د راثر حمايت و جانبداري 

 

 سفير روس پرنس دالگوركي ، اززندان ازاد

 

گرديد و با نماينده آن سفارت خانه ببغداد

 

سفر كرد .

 

پس ازمدتي از بغداد  بسليمانيه رفت و بنام درويش محمد كشكول بدوش در

 

آن دو سال  كه گذشت به بغداد  مراجعت كرد و سپس با گروه بابيان رهسپار

 

 ادرنه شد و در انجا بخاطر تحصيل رياست جمع بابيان با برادرش ميرزا يحيي

 

 كه جانشين رسمي باب بود مخالفت نموده و دگرگوني جديدي را  در اين فرقه

 

 بوجود آورد .

 

اختلاف بين دو برادر بالا گرفت  تا آنجا كه حكومت

 

عثماني مصمم شده بين دوبرادر و مريدان آنها

 

جدائي بيندازد و لذا ميرزا حسينعلي را به عكا و

 

 ميرزا يحيي ازل را به قبرس فرستاد  طرفداران

 

 

 مخلص ميرزا حسينعلي چندين نفر از ازليان را كه درعكا بودند بقتل رساندند  .  

 

شوقي افندي در كتاب قرن بديع جلد دوم صفحه 245 به قتل سه نفر از آنها

 

 اعتراف مي كند .

 

ميرزا حسينعلي در عكا مقام جانشيني باب را براي خود زيبنده نيافت و لذا

 

  بدنبال دعاوي خدائي هم طرازان خود ، ادعاي خداآفريني كرد !!

 

مريدان وي اورا بهاءالله ، جمال مبارك ، جمال قدم ، اسم اعظم ، جنال

 

 ابهي .. ميخوانند .

 

ميرزا حسينعلي بموجب وصيت نامه دو فرزند خود عباس افندي غصن اعظم

 

 و محمد علي غصن اكبر را به ترتيب به جانشيني منصوب كردو ليكن عباس

 

پس از مرگ پدرش برادر خود را طرد و در نتيجه اختلاف جديدي بوجود آورد .

 

عباس افندي طرفداران خود را ثابتين و طرفدران محمدعلي غصن اكبر ار

 

ناقضين ناميد .

 

عباس افندي در جنگ بين الملل اول براي

 

 تجزيه دولت عثماني بقواي انگلستان

 

كمكهاي شاياني نمود و در اثر

 

جاسوسيهائي گه براي دولت

 

انگلستان كرده بود مورد سوء ظن

 

 دولت عثماني قرارگرفت و محكوم

 

 باعدام شد و ليكن بلافاصله درسايه

 

حمايت انگلستان قرار گرفت و به دريافت لقب سر از ژرژپنجم پادشاه انگلستان

 

بوسيله ژنرال آلن بي مفتخر شد .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 10:15  توسط سعید  |